1 ای ایرانی خفتی و بگذشت بسی برخیز و به کار خویش بنگر نفسی
2 ور کشته شوی جز این مبادت هوسی کاین خانه از آن توست نی زان کسی
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 جهان جز که نقش جهاندار نیست جهان را نکوهش سزاوار نیست
2 سراسر جمال است و فر و شکوه بر آن هیچ آهو پدیدار نیست
1 ای دیو سپید پای در بند ای گنبد گیتی ای دماوند
2 از سیم به سر، یکی کلهخود ز آهن به میان یکی کمربند
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به