1 یکدمک با خود آ، ببین چه کسی از که دوری و با که هم نفسی
2 جور کم، به ز لطف کم باشد که نمک بر جراحتم پاشد
3 جور کم، بوی لطف آید از او لطف کم، محض جور زاید از او
4 لطف دلدار اینقدر باید که رقیبی از او به رشک آید
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 لطف ازلی، نیکی هر بد خواهد هر گمره را روی به مقصد خواهد
2 گر جرم تو بیعد است، نومید مشو لطف بیحد گناه بیعد خواهد
1 پای امیدم، بیابان طلب گم کردهای شوق موسایم، سر کوی ادب، گم کردهای
2 باد گلزار خلیلم، شعله دارم در بغل نالهٔ ایوب دردم، راه لب گم کردهای
1 عشاق به غیر دوست، عاری دارند از حسرت آرزوی او بیزارند
2 و آنان که کنند طاعت از بهر بهشت عشاق نیند، بهر خود در کارند
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به