ز سوز عشق چه هنگامه فغان بندیم از کلیم غزل 468
1. ز سوز عشق چه هنگامه فغان بندیم
چو شمع کشته ازین ماجرا زبان بندیم
«دیوان اشعار» مجموعهای گردآوریشده از آثار کلیم است که شامل 6 فهرست («باب») است و در هر باب نکات حکایتی و موضوعی ارائه میکند.
1. ز سوز عشق چه هنگامه فغان بندیم
چو شمع کشته ازین ماجرا زبان بندیم
1. ابر تا برجاست یاران باده در ساغر کنید
چشم اختر تا نمی بیند دماغی تر کنید
1. گاهی از خاک درت مرهم به زخم ما ببند
اینچنین مگذار ما را یا رها کن یا ببند
1. توبه کردم مستی از چشم بتان افتاده است
تاک را هم از خزان آتش بجان افتاده است