ای نقش بسته نام خطت با سرشت ما از شاهی غزل 1
1. ای نقش بسته نام خطت با سرشت ما
این حرف شد ز روز ازل سرنوشت ما
1. ای نقش بسته نام خطت با سرشت ما
این حرف شد ز روز ازل سرنوشت ما
1. ای در غم تو حاصل من درد و داغ هم
آشفته دل ز فتنه زلفت، دماغ هم
1. خوش آن شب کان مه رخسار و زلف پر شکن دیدم
بهار عارضش را سبزه بر گرد سمن دیدم
1. جان بهر تو در بلاست ما را
دل پیش تو مبتلاست ما را
امیر شاهی سبزواری یکی از شاعران نامدار ادبیات فارسی است که در قرن 9 هجری در ایران زندگی میکرد. آثار او نمایانگر فرهنگ، اندیشه و زیباییشناسی دوران خویش است و همچنان در دل علاقهمندان به شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.
شعرهای امیر شاهی سبزواری معمولاً مضامینی چون عشق، عرفان، اخلاق، دین و مسائل اجتماعی را در بر میگیرند. او با بهرهگیری از زبان فاخر و تصاویری بدیع، توانسته است احساسات انسانی را به شکلی عمیق و اثرگذار بیان کند.
در منابع تاریخی آمده است: اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کاملتر «آق ملک پسر ملک جمالالدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار میرسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری بوده است.
در سایت شعرنوش میتوانید مجموعهای از غزلیات، قصاید و سایر اشعار امیر شاهی سبزواری را با دستهبندیهای مختلف مطالعه و مرور کنید.