1 زلفین سیه که بر بناگوش تواند سر بر سر هم نهاده همدوش تواند
2 ساید سر از ادب به پایت شب و روز آری دو سیاه حلقه در گوش تواند
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 گر تاج زر نهند ازین پس به سر مرا بر درگه امیر نبینی دگر مرا
2 او باز تیز پنجه و من صعوهٔ ضعیف روزی بهم فروشکند بال و پر مرا
1 دوش که این گرد گرد گنبد مینا آبلهگون شد چو چهر من ز ثریا
2 تند و غضبناک و سخت و سرکش و توسن از در مجلس درآمد آن بت رعنا
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به