-
لایک
-
ذخیره
- شاعر
- عکس نوشته
- ثبت کامنت
- دیگر شعرها
1 زعمر رفته دارم بس ندامت بجامی گیرم از ساقی غرامت
2 مقیم آستان میکشان شو که دوران را نباشد استقامت
3 بزن چندان که خواهی شنعت ای غیر که عاشق غم ندارد از ملامت
4 بلای عشق برق عافیت سوز نیستانست بستان سلامت
5 نماز میکشان آنگه قبول است که در پای خم اندازد اقامت
6 چو قمری پر زند بر گرد او سرو ببستان گر چمد آن سرو قامت
7 تو با آن قامت موزون برفتار کجا بنشیند آشوب قیامت
8 بر او آشفته خوبی شد مسلم بتو رندی و بر حیدر امامت
9 بداغ معروف شهرم غلامان را شناسد از علامت