1 ز مزدقانی باور کنم اگر گوید که من بخانۀ خود می خورم طعام حلال
2 نه آنکه مال حلالست مزدقانی را کدام مال که او دارد و کدام حلال؟
3 ولی ز ممسکی آنگاه نان خویش خورد کز اضطرار مر او را بود حرام حلال
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 مکن ای دوست اگر بتوان کرد هر چه از شور وز شر بتوان کرد
2 نه دل من که بیک غمزۀ تو عالمی زیر و زبر بتوان کرد
1 از گلبن زمانه مرا بهره خار بود وزجانم روزگار نصیبم خمار بود
2 اکنون چه راحتست درین دور زندگی چون شد بهر زه آنچه ز عمر اختیار بود؟
1 آنچه عشق تو در جهان کردست بالله ار دور آسمان کردست
2 مهر تو با دلم چه کین دارد؟ که دلم برد و قصد جان کردست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به