-
لایک
-
ذخیره
- شاعر
- عکس نوشته
- ثبت کامنت
- دیگر شعرها
1 نظر ز روی تو صاحب نظر نمیبندد که هیچ کس به چنین روی در نمیبندد
2 دلم ز صورت خوب تو پی به معنی برد که چرخ نقشی ازین خوب تر نمیبندد
3 زمانه زان لب شیرین اگر خبر گردد به راستی کمر نیشکر نمیبندد
4 به خاک کوی تو شب نیست کاب دیدهٔ من ره گذرگه باد سحر نمیبندد
5 ز قامت تو چنان پایمال شد طوبی که تا به روز قیامت کمر نمیبندد
6 کبوتران حرم را به جز تو کافرکیش پس از هلاک کسی بال و پر نمیبندد
7 جز آن پسر که منش دوست چون پدر دارم کسی میان پی قتل پدر نمیبندد
8 وفا نمودم و پاداش آن جفا دیدم که گفت نخل محبت ثمر نمیبندد
9 هزار بار به خون گر کشی فروغی را ز آستان تو بار سفر نمیبندد