1 ای بازوی دولت آستینت ظفرست در دست ز فتح روز کینت سپرست
2 چرخست زمین که بر زمینت گذرست دلشاد نشین که همنشینت ظفرست
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 دوش در روی گنبد خضرا مانده بود این دو چشم من عمدا
2 لون انفاس داشت پشت زمین رنگ زنگار داشت روی هوا
1 چه خوش عیش و چه خرم روزگار است که دولت عالی و دین استوار است
2 سخا را نو شکفته بوستان است امل را نو دمیده مرغزار است
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به