1 از من ای جان روی پنهان میکنی تا جهان بر من چو زندان میکنی
2 آشکارا گشت رازم تا ز من خندهٔ دزدیده پنهان میکنی
3 خون دلهای عزیزان ریختن گرچه دشوارست آسان میکنی
4 زهره کی دارد به کردن هیچکس آنچه تو از مکر و دستان میکنی
5 هرچه ممکن گردد از جور و جفا با دل مسکین من آن میکنی
دیدگاهها **