1 دیدار تو اصل نیک پیوندیهاست طبع تو سرشته از خردمندیهاست
2 با بنده خود موافقت کردی دوش این خود چه کرم ها و خداوندیهاست
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 بودند بتان به پیش من خوار واکنون خود را چه خوار بینم
2 آن کس که مرا شکار بودست خود را به کفش شکار بینم
1 خدبنا میزد چه رویست آنچنان آراسته وز خیال طلعتش میدان جان آراسته
2 از لب چون لاله و رخسار چون گلبرگ او لاله زار و طبع و گلزار روان آراسته
1 جز می صرف در جهان،چیست که از صروف او رأی طرب قوی شود، رایت غم نگون بود
2 روح در او سبک شود، چونکه از آن گران خورد عقل ازو قوی شود، گر چه روان زبون بود
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به