1 نور تو که در سینه نهان بد چو هلال از شعشعه بدر برآمد به کمال
2 اکنون که عروس سخنت یافت جمال المنة لله تبارک و تعال
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ما نیاریم که وصف تو کماهی بکنیم شکر الطاف تو ای لطف الهی بکنیم
2 عذر خواهی قدوم تو گر امکان باشد به دعای سحر و ورد پگاهی بکنیم
1 روی تو چشم خیره کند آفتاب را موی تو خون کند جگر مشک ناب را
2 تا ماه در حجاب خجالت فرو رود از آفتاب چهره برافکن نقاب را
1 دلبری دارم که دل در بند زلف و خال اوست عاشقانش را شراب از جام مالامال اوست
2 فتنه آن چشم فتانم که از هر گوشه ای فتنه ای پر شیوه از دنباله دنبال اوست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به