1 دشمنت گر حسود شد نیک است که برنج آید او ز فعل بدش
2 فعل او یار و دشمنش باشد از پی قصد جسم و جان خودش
اولین نفری باشید که نظر میدهید ✨
1 زیر نه طاق فلک غیر کجی کار کجاست؟ راستی در خم این گنبد دوار کجاست؟
2 دلم از خانقه و زهد و ریایی بگرفت راه میخانه کجا ساقی عیار کجاست؟
1 دل کز غمت آرام نباشد برم او را تا چند بکویت برم و آورم او را
2 زاغی که کند گاه جنون میل نشستن بر فرق بود طعمه ز زخم سرم او را
1 گر آن ترک خطایی نوش سازد جام صهبا را نخست آرد سوی ما ترکتاز قتل و یغما را
2 رخش در نازکی بر باد داده صفحه گل را قدش در چابکی بر خاک شانده سرو رعنا را
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به
دیدگاهها **