1 هرگز از دل خبر نداشتهای بر دلم رنج از آن گماشتهای
2 سپر افکنده آسمان تا تو رایت جور برافراشتهای
3 که خورد بر ز تو که تو هرگز تخم پیوند کس نکاشتهای
4 همرهی جستهای ز من وانگه در میان رهم گذاشتهای
اولین نفری باشید که نظر میدهید ✨
1 روی تو آرام دلها میبرد زلف تو زنهار جانها میخورد
2 تا برآمد فتنهٔ زلف و رخت عافیت را کس به کس مینشمرد
1 عشق تو بیروی تو درد دلیست مشکل عشق تو مشکل مشکلیست
2 بیتو در هر خانه دستی بر سریست وز تو در هر کوی پایی در گلیست
1 بیمهر جمال تو دلی نیست بیمهر هوای تو گلی نیست
2 بگذشت زمانه وز تو کس را جز عمر گذشته حاصلی نیست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به
دیدگاهها **