1 یار جست از حکیم زندانی سبب حبس او به پنهانی
2 که تو با این فضیلت و آداب از چه افتادهای در این گرداب
3 پاسخش داد پیر دانشمند که مرا هم خطا به دام افکند
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای آفتاب مشکو زی باغ کن شتاب کز پشت شیر تافت دگرباره آفتاب
2 مرداد ماه باغ به بار است گونه گون از بسد و زبرجد و لولوی دیریاب
1 جهان جز که نقش جهاندار نیست جهان را نکوهش سزاوار نیست
2 سراسر جمال است و فر و شکوه بر آن هیچ آهو پدیدار نیست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به