1 یعلم الله که در امور معاش نرود خاطر من از پی آز
2 لیکن ار کوششی نخواهم کرد بیشک افتد بناسزام نیاز
3 و آن نیاز ار کسی خرد دارد نزد آن کو بر آمدست بناز
4 بحقیقت ز راه معنی چیست مرگ در صورت حیات مجاز
5 بس ملامت نمیسزد بر من گر کنم بالضروه کار بساز
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 یکچند بکام دلم ایام زمان داد تا عاقبتم قبله اقبال نشان داد
2 المنه لله که مرا درگه پیری لطف ازلی بار دگر بخت جوان داد
1 آنکه دست و دل او مظهر جود و کرم است وانکه در داد و دهش صد چو فریدون و جم است
2 قدوه و قبله شاهان جهان خواجه علی یاور ملک عرب داور ملک عجم است
1 دوش این سیمرغ زرین بال یعنی آفتاب گشت در مغرب نهان حتی توارت بالحجاب
2 از شفق شد چرخ مینا گون عقیق افشان چنانک خنجر کیخسرو از خون دل افراسیاب
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به