1 با نفس دغل تو بدگمان باشی به تا بتوانی تو ناتوان باشی به
2 پرواز به بال دیگران همچون تیر صد بار شکسته چون کمان باشی به
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 آن آفرین جهان که نگهدار عالم است هر دلبر زمانه هم اغیار عالم است
2 چشمی که وا ز کثرت غفلت نمی شود تا روز حشر دیدهٔ پندار عالم است
1 لب وانشد به ذکر، ز بیم ریا مرا بر سینه بسته دست طلب در دعا مرا
2 تا همچو موج، نقش خودی را زدم بر آب در سینه داده همچو گهر بحر، جا مرا
1 یار ما خوب است اما خوب نیست با رقیبان خوب، با ما خوب نیست
2 ما کجا و مجلس واعظ کجا صحبت خرسنگ و مینا خوب نیست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به