1 ای خردمند اگر همی خواهی که شوی شهره در نکو کاری
2 جهد کن تا غلام و خدمتکار بیش از ابناء جنس خود داری
3 زانکه روزی یک بیک ایزد میدهد در کمی و بسیاری
4 نان ز دیوان غیرشان مجراست وز تو مشهور آدمی ساری
5 میدهندت بنان و جامه خویش در مهمات این جهان یاری
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 شاه جهان چو پای فرا پیش صف نهاد دشمن برای تیر وی از جان هدف نهاد
2 دارای دین طغایتمور خان که بر دلش ایزد بروز کین رقم لاتخف نهاد
1 عید آمد ای نگار بده جام خوشگوار کز جام خوشگوار شود کار چون نگار
2 بگذشت ماه روزه غنیمت شمار عید زیرا که هست نوبت این نیز برگذار
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به