-
لایک
-
ذخیره
- شاعر
- عکس نوشته
- ثبت کامنت
- دیگر شعرها
1 هر که را جام می به دست افتاد رند و قلاش و میپرست افتاد
2 دل و دین و خرد زدست بداد هر که را جرعهای به دست افتاد
3 چشم میگون یار هر که بدید ناچشیده شراب، مست افتاد
4 وانکه دل بست در سر زلفش ماهیآسا، میان شست افتاد
5 لشکر عشق باز بیرون تاخت قلب عشاق را شکست افتاد
6 عاشقی کز سر جهان برخاست زود با دوستش نشست افتاد
7 هر که پا بر سر جهان ننهاد همت او عظیم پست افتاد
8 سر جان و جهان ندارد آنک: در سرش بادهٔ الست افتاد
9 وآنکه از دست خود خلاص نیافت در ره عشق پایبست افتاد
10 هان، عراقی، ببر ز هستی خویش نیستی بهرهات ز هست افتاد