1 هر که بندد کمر بخدمت خلق چون خردمند باشد و فاضل
2 نظرش بر دو چیز اگر نبود پس بود سعی او از آن باطل
3 گر نگردد ز خدمت مخلوق هیچ از آن هر دو آرزو حاصل
4 اولا حرمت و دوم نعمت که از آن حاصلست شادی دل
5 کز پی بیخودی شبانروزی عمر ضایع چرا کند عاقل
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 الوداع ایدل که ما زینجا سفر خواهیم کرد منزل اصلی خود جای دگر خواهیم کرد
2 هست دنیا در حقیقت رود عقبی را پلی ما مسافر بیگمان زین پل گذر خواهیم کرد
1 ای کرده روز را ز شب قیرگون نقاب یعنی فکنده سایه سنبل بر آفتاب
2 دانی عرق چگونه بود بر عذار او چون بر صحیفه گل تر قطره گلاب
1 ای کرمت نظم داده کار جهانرا والی اقلیم جسم ساخته جانرا
2 داده شتاب و درنگ از ره حکمت قدرت تو هیأت زمین و زمانرا
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به