1 هر که افتد به دوزخ از کفار جاودان جای او بود در نار
2 ور بود مؤمن فتاده ز راه سوزد آنجا به قدر جرم و گناه
3 یا خود او را شفاعت شفعا برهاند ازان جزا و سزا
4 ور دری از شفیع نگشاید ارحم الراحمین ببخشاید
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ضعف پیری قوت طبعم شکست راه فکرت بر ضمیر من ببست
2 در دلم فهم سخندانی نماند بر لبم حرف سخنرانی نماند
1 روزی از روزها کلیم خدا که زدی گام در حریم وفا
2 در شبانی به ره نهاد قدم بره ای کرد ناگه از رمه رم
1 پاره دوزی بود در اقصای ری مطمئن بر پاره دوزی رای وی
2 با خمیده پشتی از بار عیال داشت مشتی طفلکان خردسال
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به