1 دگر گفتش بگو کز ذات قادر چه اول گشت ای استاد، ظاهر
2 چو ذاتش اولین را رهنمون شد دگر ز اول چه ظاهر گشت و چون شد
3 دگر بر گوی تا آدم که باشد پس از آدم دگر خاتم چه باشد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 چو خسرو دیدکان سرو سمنبر دلی دارد به بر از سنگ سختر
2 ره و رسم وفاداری نپوید همه همچون دل خود سخت گوید
1 دهم از هفتمین پندت نشانی اگر گوشت بود با من زمانی
2 به هر حالی که باشی، تا که بتوان ز کس هرگز مرنج و هم مرنجان
1 چو شد بار دوم بر تخت، خسرو جهان را داد دیگر رونق از نو
2 گرفتش باز دولت عشرت از سر سعادت شد قرینش بار دیگر
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به