1 زان پیش که ما طفیل آدم بودیم در خلوت خاص، هر دو محرم بودیم
2 بی منت عین و شین و قاف، اندر گل معشوقه و عشق، هر دو با هم بودیم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای از تو همیشه کار پندار به برگ در گوش تو هر زمان همی گوید مرگ
2 کای برشده بر هوا، ز گرمی چو بخار باز آی به خاک سرد گشته چو تگرگ
1 کوتاه کنم قصه که بس مشکل بود آرندهٔ نامه هم بس مستعجل بود
2 پروای نوشتن بسی نیز نداشت دستم که گهی بر سر و گر بر دل بود
1 من من نی ام، آن کس که منم، گوی که کیست؟ خاموش منم، در دهنم گوی که کیست
2 سر تا قدمم نیست به جز پیرهنی آن کس که منش پیرهنم، گوی که کیست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به