1 دل گر ره عشق او نپوید چه کند جان دولت وصل او نجوید چه کند
2 آن لحظه که بر آینه تابد خورشید آیینه انا الشمس نگوید چه کند
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 وا فریادا ز عشق وا فریادا کارم بیکی طرفه نگار افتادا
2 گر داد من شکسته دادا دادا ور نه من و عشق هر چه بادا بادا
1 ای برهمن آن عذار چون لاله پرست رخسار نگار چارده ساله پرست
2 گر چشم خدای بین نداری باری خورشید پرست شو نه گوساله پرست
1 در کعبه اگر دل سوی غیرست ترا طاعت همه فسق و کعبه دیرست ترا
2 ور دل به خدا و ساکن میکدهای می نوش که عاقبت بخیرست ترا
1 ای دلبر ما مباش بی دل بر ما یک دلبر ما به که دو صد دل بر ما
2 نه دل بر ما نه دلبر اندر بر ما یا دل بر ما فرست یا دلبر ما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به