1 مائیم و دلی ز دست رفته در پای فتاده، پست رفته
2 در کوی تو پارسا رسیده وز پیش تو بت پرست رفته
3 ز افتاده دل منت چه خیزد قلبی به هزار دست رفته؟
4 مائیم ز دست دل در این کوی هشیار رسیده، مست رفته
5 امید قرار نیست شاهی از صبر دلی که هست رفته
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 شبی که کوی تو ما را مقام خواهد بود زمانه تابع و گردون بکام خواهد بود
2 زوال دولت پیر مغان مجو ای شیخ که ظل عالی او مستدام خواهد بود
1 بیلبت هردم ز چشم درفشان خون میرود پارههای دل ز راه دیده بیرون میرود
2 یک شب ای شمع بتان، در کنج تاریک من آی تا ببینی حال تنها ماندگان چون میرود
1 هر دم ز عشق، بر دل من صد بلا رسد آری، بدور حسن تو اینها مرا رسد
2 جانم بلب رسید در این محنت و هنوز تا کار دل ز دیدن رویت کجا رسد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به