1 داریم دلی صافتر از سینه صبح در پاکی و روشنی چو آیینه صبح
2 پیکار حسود با من امروزی نیست خفاش بود دشمن دیرینه صبح
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای باغبان طرفه که خواهی به دست عدل از باغ ملک دور کنی مار و مور را
2 آنان که دفع گربه و روباه میکنند رخصت کجا دهند سباع شرور را
1 چو گل ز دست تو جیب دریدهای دارم چو لاله دامن در خون کشیدهای دارم
2 به حفظ جان بلا دیده سعی من بیجاست که پاس خرمن آفت رسیدهای دارم
1 وای از این افسردگان فریاد اهل درد کو؟ ناله مستانه دلهای غمپرورد کو؟
2 ماه مهرآیین که میزد باده با رندان کجاست باد مشکیندم که بوی عشق میآورد کو؟
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به