1 بود تاریخ عرب هفتصد و پنجاه و یک وسط روز دو شنبه سوم از ماه رجب
2 که زد از کتم عدم خیمه بصحرای وجود قدوه و قبله ملک عجم و دین عرب
3 آصف عهد جلال دول و دین منصور آن فریدون منش جم حسب پاک نسب
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 گاه آن آمد که بر کف ساقیان ساغر نهند رخت اندوه دل آزادگان بر در نهند
2 مجلس عشرت کنند از خرمی همچون بهشت واندر او ساغر بجای چشمه کوثر نهند
1 امیری کو سزای گاه باشد محمد بیک ارغونشاه باشد
2 جهانداری که از اورنگ شاهی چو بر گردون گردان ماه باشد
1 مظهر نور نخستین ذات پاک مصطفاست مصطفی کو اولین و آخرین انبیاست
2 آنکه هستی بر طفیلش حاصل است افلاک را وین نه من تنها همیگویم بدین گویا خداست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به