1 بینوائی و حفظ ناموسم کرد فرد از جماعتی انبوه
2 نکشم همچو ماکیان خواری از پی دانه در میان گروه
3 جای گیرم چو کبک در کهسار ریک چینم بجای دانه ز کوه
4 زان گزیده است انزوا عنقا که شد از ناپسند خلق ستوه
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 شاه جهان چو پای فرا پیش صف نهاد دشمن برای تیر وی از جان هدف نهاد
2 دارای دین طغایتمور خان که بر دلش ایزد بروز کین رقم لاتخف نهاد
1 عید آمد ای نگار بده جام خوشگوار کز جام خوشگوار شود کار چون نگار
2 بگذشت ماه روزه غنیمت شمار عید زیرا که هست نوبت این نیز برگذار
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به