1 به نقش و خال و خط دهر دل مده زنهار نه عاقلی است که گیری به دست خود دم مار
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 چاک پیراهن یار و نظر پاک، یکی است گوشهٔ دامن پاک و دل غمناک یکی است
2 بعد مردن نکشم منت آرایش قبر چون برد خواب گران تخت زر و خاک یکی است
1 آفتاب از نفس صبح قیامت اثری است آتش از گرمی روزش خبر معتبری است
2 زلف، مخصوص رخ موی میانان باشد سنبلی هست درآویخته هر جا کمری است
1 نگاهی جانب ما کن که قربانت شود جانها از آن چشمی که مجنون گشته آهو در [بیابانها]
2 ز مشتاقان چرا پوشیدهای عارض به رنگ گل نوای بلبل شیداست زان رو در گلستانها
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به