1 به خدایی که در پرستش خویش آسمان را رکوع فرمودست
2 دست حکمش به کیلهٔ خورشید خرمن روزگار پیمودست
3 که ز چشمم به عشق خدمت تو جان به عرض سرشک پالودست
4 این سخن را عزیز دار که دوش چرخ با من در این سخن بودست
اولین نفری باشید که نظر میدهید ✨
1 تا رنگ مهر از رخ روشن گرفتهام بیرنگ او ببین که چه شیون گرفتهام
2 دریای من غذای دل تنگ من شدست دریای کشتیی که به سوزن گرفتهام
1 عشق تو از ملک جهان خوشترست رنج تو از راحت جان خوشترست
2 خوشترم آن نیست که دل بردهای دل در جان میزند آن خوشترست
1 عشق تو دل را نکو پیرایهایست دیده را دیدار تو سرمایهایست
2 تیر مژگان ترا خون ریختن در طریق عشق کمتر پایهایست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به
دیدگاهها **