1 این زمان در عزیز فی الحال تا زمان دگر چه باشد حال
2 حرف اول ز هر دو گیر و دو پنج ربع دیگر دهش ز روی مثال
3 تا شود نام آن مهی که ندید آسمان مثل آن بدیع جمال
4 چون خدایش بخوبیش خواند بزرگ زان بزرگی رسید او به کمال
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 عاشقان دردش طلب دارم مرا همدرد کیست آنکه دارد در غم او جان غم پرورد کیست
2 ای که گرم و سرد عالم هر دو نیکو دیده ای گو یکی چون من به اشک گرم و آه سرد کیست
1 مست عشقم ز خرابات میارید مرا تا ابد بر در میخانه گذارید مرا
2 باده پاک روان پیش من آرید دمی آخر از پاکروان چند شمارید مرا
1 از تو یک ساعت جدایی خوش نمی آید مرا با دگر کس آشنایی خوش نمی آید مرا
2 گویی ام رو زین در وسلطان وقت و خویش باش بعد سلطانی گدایی خوش نمی آید مرا
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به