-
لایک
-
ذخیره
- شاعر
- عکس نوشته
- ثبت کامنت
- دیگر شعرها
1 این فتنه که چشم تو برانگیخت بس خون که زمردمان فروریخت
2 چون شمع زبسکه سوختم دوش پروانه بدامنم در آویخت
3 تا زلف تو شد کمند دلها زنار برید و سبحه بگسیخت
4 پرویزن چرخ در فراقت بس خاک بفرق عاشقان بیخت
5 نام تو شنیدم از لب غیر این زهر که با شکر در آمیخت
6 تا مرغ دلم گرفت بالی در زلف تو طرح آشیان ریخت
7 ای شیر خدا زسطوت هجر آشفته بدرگه تو بگریخت