1 این گل که به چشم نیک و بد خارم ازو رسوا شدهٔ کوچه و بازارم ازو
2 من میخواهم که دست ازو بردارم دل نگذارد که دست بردارم ازو
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 منم آن رند قدح نوش که از کهنه و نو باشدم خرقهای آنهم به خرابات گرو
2 زاهد آن راز که جوید ز کتاب و سنت گو به میخانه در آی و ز نی و چنگ شنو
1 با حریفان چو نشینی و زنی جامی چند یاد کن یاد ز ناکامی ناکامی چند
2 بی تو احوال مرا در دل شبها داند هر که بی هم چو تویی صبح کند شامی چند
1 کجایی در شب هجران که زاریهای من بینی چو شمع از چشم گریان اشکباریهای من بینی
2 کجایی ای که خندانم ز وصلت دوش میدیدی که امشب گریههای زار و زاریهای من بینی
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به