-
لایک
-
ذخیره
- سوالات متداول
- شاعر
- عکس نوشته
- ثبت کامنت
- دیگر شعرها
1 نیست کاری به آنم و اینم صنع پروردگار میبینم
2 صبر از تو نکرد دل، والله نیست پروای عقلم و دینم
3 سخنی، کز تو بشنود گوشم خوشتر آید ز جان شیرینم
4 در جهان گر دل از تو بردارم خود که بینم، که بر تو بگزینم؟
5 کرمی کن، گرم بخواهی کشت هم بدان ساعدان سیمینم
6 با عراقی، که عاجز غم توست خردهگیری مکن، که مسکینم