1 در بأس چو طاهر علی آهن نیست بی منت طاهر علی گردن نیست
2 جز منت طاهر علی بر من نیست والله که چو طاهر علی یک تن نیست
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 تا بقا مایه نما باشد ثقت الملک را بقا باشد
2 طاهر آن آفتاب کز نورش آفتاب فلک سها باشد
1 وصف تو چو سرکشان بکردند از هر هنرت یکی شمردند
2 صد یک ز تو چون همه نبودند امروز همه ز تو بدردند
1 تا در جهان مکین و مکان باشد بهرامشاه شاه جهان باشد
2 شاه شهاب تیر که دستش را قوس قزح سزد که کمان باشد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به