1 جانهای رسل براس و عین آمده اند حوران همه با زینب و زین آمده اند
2 امشب ملکوت آسمانها بتمام گریان به عزاپرس حسین آمده اند
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 رخ زرد از آن روی شویم به اشک که تا آبرویی بجویم به اشک
2 از آن مرد خواهم بر آن خاک کوی که باشد کند شستو شویم به اشک
1 ای ملک طراوت به تو زیبنده ولایق روی تو و گلبرگ طری هر دو مطابق
2 از طرّه ی تو بوی برد عنبر سارا وز چهره ی تو رنگ برد برگ شقایق
1 آن سرو ناز کو که ببوسیم پای او روشن کنیم دیده به خاک سرای او
2 او سر زناز خویش نیارد بما فرود ما چون بنفشه سر بنهاده به پای او
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به