1 دوش دیدم ماه را مانند پیکی تیز رو زهره با بر بط خرامان از پس و قاصد ز پیش
2 گفتم این تعجیل بهر چیست گفتا فرصت است کین زمان بهرام و کیوانرا ز ما کندست نیش
3 سعد قاضی را ز بهر خطبه خواندن میبرم تا عطارد آورد خورشید را در عقد خویش
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 آنکه دست و دل او مظهر جود و کرم است وانکه در داد و دهش صد چو فریدون و جم است
2 قدوه و قبله شاهان جهان خواجه علی یاور ملک عرب داور ملک عجم است
1 یکچند بکام دلم ایام زمان داد تا عاقبتم قبله اقبال نشان داد
2 المنه لله که مرا درگه پیری لطف ازلی بار دگر بخت جوان داد
1 دوش این سیمرغ زرین بال یعنی آفتاب گشت در مغرب نهان حتی توارت بالحجاب
2 از شفق شد چرخ مینا گون عقیق افشان چنانک خنجر کیخسرو از خون دل افراسیاب
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به