1 دریای دلم نه قعر دارد نه کران چون ذره به پیش او همه کون و مکان
2 دل مظهر علم حق بود ای نادان پیدا و نهان ازآن درو گشته عیان
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای پرتو جمال تو نورالیقین ما گیسوی عنبرین تو حبل المتین ما
2 افسون غمزه تو دلم را ز ره ببرد چشمت برهزنی شده سحر مبین ما
1 عشق چه بود قطره دریا ساختن از دو عالم با خدا پرداختن
2 عشق آن باشد که باطل حق شود قید را بگذار د و مطلق شود
1 جانا ز چین زلف گشا پیچوتابها تا تابد از رخت به دلم آفتابها
2 تا حسن جانفروز تو بینند عاشقان بردار یکدم از رخ خود این نقابها
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به