1 نزدیکان را بیش بود حیرانی کایشان دانند سیاست سلطانی
2 ما را چه که وصف دستگاه تو کنیم ماییم قرین حیرت و نادانی
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 گویند دل آیینهٔ آیین عجبست دوری رخ شاهدان خودبین عجبست
2 در آینه روی شاهدان نیست عجب خود شاهد و خود آینهاش این عجبست
1 از چرخ فلک گردش یکسان مطلب وز دور زمانه عدل سلطان مطلب
2 چون روزی پنج در جهان خواهی بود آزار دل هیچ مسلمان مطلب
1 گفتی که منم ماه نشابور سرا ای ماه نشابور نشابور ترا
2 آن تو ترا و آن ما نیز ترا با ما بنگویی که خصومت ز چرا
1 ای دلبر ما مباش بی دل بر ما یک دلبر ما به که دو صد دل بر ما
2 نه دل بر ما نه دلبر اندر بر ما یا دل بر ما فرست یا دلبر ما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به