1 صاحبا گر چه از ضعیفی تن می نیارم ببندگیت شتافت
2 لیک طبع چو آب و آتش من میتواند بفکر موی شکافت
3 رشته در بازوی هنرمندان ذهن وقاد من تواند تافت
4 لایق کسوت مدایح تو دیبه خسروی توانم بافت
5 تربیت کن مرا که چرخ کهن کم چو من نو سخن تواند یافت
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 شاه جهان چو پای فرا پیش صف نهاد دشمن برای تیر وی از جان هدف نهاد
2 دارای دین طغایتمور خان که بر دلش ایزد بروز کین رقم لاتخف نهاد
1 این سعادت بین که باز اهل خراسان یافتند وین کرامت بین که از تأیید یزدان یافتند
2 بودشان از آتش محنت جگرها تافته چون خضر در ظلمت غم آب حیوان یافتند
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به