1 ای آنکه ز کنهت همه کس حیرانند دیوانه و دانا به برت یکسانند
2 القصه ز تو غیر تو کس واقف نیست نازم به تقدس تو ای بیمانند
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 می رسد گر شوی تو دور از ما تا سمک اشک و آه تا به سما
2 دل به کویت چنان شده است اسیر ابدا لیس یرفع القدما
1 خدایا جز تو ما را نیست حافظ گدا تا پادشا را کیست حافظ
2 به محنت خانه غربت شب و روز غریب بی نوا را کیست حافظ
1 این چه خاک است کزو رایحه جان آمد خس و خارش به نظر سنبل و ریحان آمد
2 همچو مرغی که پس از هجر به گلزار رسد دلم از شادی او سخت به افغان آمد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به