1 دل بیش کشد رنج چو دلبر دو شود سر گردد رنجور چو افسر دو شود
2 مستی آرد باده چو ساغر دو شود گردد کده ویراه چو کدیور دو شود
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ملک جوان است و شهریار جوان است کار مهیا و امر و نهی روان است
2 شغل زمانه مفوضست به شاهی کز همه شاهان چو آفتاب عیان است
1 تا در جهان مکین و مکان باشد بهرامشاه شاه جهان باشد
2 شاه شهاب تیر که دستش را قوس قزح سزد که کمان باشد
1 از پس من غمست و پیش غم است ز بر من نمست و زیر نم است
2 این دل بسته خسته درد است وین تن خسته بسته الم است
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به