1 زر طلبان همچو در حلقه بگوش آمدند شکر کز آزادگی بنده در آن سلک نیست
2 باغ اگرم نیست هست نخل معانی بسی نخل مرا برگ و شاخ جز ورق و کلک نیست
3 خانه ملکی من نیست بجز بیت شعر ملک دگر قافیه خود ملک نیست
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 مست عشقم ز خرابات میارید مرا تا ابد بر در میخانه گذارید مرا
2 باده پاک روان پیش من آرید دمی آخر از پاکروان چند شمارید مرا
1 عاشقان دردش طلب دارم مرا همدرد کیست آنکه دارد در غم او جان غم پرورد کیست
2 ای که گرم و سرد عالم هر دو نیکو دیده ای گو یکی چون من به اشک گرم و آه سرد کیست
1 از تو یک ساعت جدایی خوش نمی آید مرا با دگر کس آشنایی خوش نمی آید مرا
2 گویی ام رو زین در وسلطان وقت و خویش باش بعد سلطانی گدایی خوش نمی آید مرا
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به