1 ابر آمد و بر روی هوا می گرید چون متهم از شرم و حیا می گرید
2 معلومم شد که او چرا می گرید بر عمر تلف گشته ما می گرید
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 آن سرو ناز کو که ببوسیم پای او روشن کنیم دیده به خاک سرای او
2 او سر زناز خویش نیارد بما فرود ما چون بنفشه سر بنهاده به پای او
1 ای ملک طراوت به تو زیبنده ولایق روی تو و گلبرگ طری هر دو مطابق
2 از طرّه ی تو بوی برد عنبر سارا وز چهره ی تو رنگ برد برگ شقایق
1 رخ زرد از آن روی شویم به اشک که تا آبرویی بجویم به اشک
2 از آن مرد خواهم بر آن خاک کوی که باشد کند شستو شویم به اشک
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به