1 آن لالهنام لالهفروش، از دو زلف خود بر ماه و زهره غالیهپوشی کند همی
2 بیزر چو پا نهی به دکانش کند خروش ور زر دهی چو غنچه خموشی کند همی
3 گر خویشتن به سیم فروشد عجب مدار کان سیمچهره (لاله) فروشی کند همی
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 نی افسردهای هنگام گل روید ز خاک من که برخیزد از آن نی نالههای دردناک من
2 مزار من اگر فردوس شادیآفرین باشد به جای لاله و گل خار غم روید ز خاک من
1 تو ای بیبها شاخک شمعدانی که بر زلف معشوق من جا گرفتی
2 عجب دارم از کوکب طالع تو که بر فرق خورشید مأوا گرفتی
1 یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل آشیانی داشتم
2 گرد آن شمع طرب میسوختم پروانهوار پای آن سرو روان اشک روانی داشتم
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به