1 آن مادر شوم فرج چون زاد ترا از گنجه به شیراز فرستاد ترا
2 آن دایه خونخواره سگسان به غذا شیر سگ به خون خوک می داد ترا
اولین نفری باشید که نظر میدهید ✨
1 دگر چه چاره کنم عشق باز لشکر کرد به تیغ قهر دل خسته را مسخر کرد
2 قرار یافته کار مرا به هم بر زد سکون گرفته دلم را دگر به هم برکرد
1 جهان به کام شود عشق کامران ترا فلک غلام شود حسن جاودان ترا
2 مدار فخر بود بهر او که مهر فلک ستاید این دل با مهر تو امان ترا
1 زندگانی شهریار زمین خسرو روزگار رکن الدین
2 شیر پر دل اتابک اعظم فخر و زیب زمان وزین زمین
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به
دیدگاهها **