1 ای طلعت نور گسترت به در بهشت بشکسته سرای حرمت قدر بهشت
2 امروز برین حوض طرب کن، که تراست فردا لب حوض کوثر و صدر بهشت
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 پیشآر، ساقی، آن می چون زنگ را تا ما براندازیم نام و ننگ را
2 امشب زرنگ می برافروز آتشی تا رنگ پوش ما بسوزد رنگ را
1 مطرب، چو بر سماع تو کردیم گوش را راهی بزن، که ره بزند عقل و هوش را
2 ابریشمی بساز و ازین حلقه پنبه کن نقل حضور صوفی پشمینه پوش را
1 بر قتل چون منی چه گماری رقیب را؟ ای در جهان غریب، مسوز این غریب را
2 دورم همی کنند ادیبان ز پیش تو ای حورزاده، عشق بیاموز ادیب را
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به