1 خورشید رخا، ز بنده تحویل مکن این وصل مرا به هجر تبدیل مکن
2 خواهی که جدا شوی ز من بیسببی؟ خود دهر جدا کند، تو تعجیل مکن
1 ای باد صبا، به کوی آن یار گر بر گذری ز بنده یاد آر
2 ور هیچ مجال گفت یابی پیغام من شکسته بگزار
1 مهر مهر دلبری بر جان ماست جان ما در حضرت جانان ماست
2 پیش او از درد مینالم ولیک درد آن دلدار ما درمان ماست
1 با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟ با وصل کشتگانت هجران چه کار دارد؟
2 از سوز بیدلانت مالک خبر ندارد با عیش عاشقانت رضوان چه کار دارد؟