1 یکی گفت با من که خورشید تافت ترا سر پر از خواب مستی چرا ؟
2 بدو گفتم ای مهربان یار من ترا چیست با من در این ماجرا ؟
3 بسی بی من و تو درین مرغزار غزاله کند چون غزالان چرا
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 این سعادت بین که باز اهل خراسان یافتند وین کرامت بین که از تأیید یزدان یافتند
2 بودشان از آتش محنت جگرها تافته چون خضر در ظلمت غم آب حیوان یافتند
1 شاه جهان چو پای فرا پیش صف نهاد دشمن برای تیر وی از جان هدف نهاد
2 دارای دین طغایتمور خان که بر دلش ایزد بروز کین رقم لاتخف نهاد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به