1 شرم بادت گفته ای عرفی فلانرا خام گفت بایدت گفت آتش اندیشه زین به بر فروز
2 هیچکس گوید عطارد راکه تیرش نارساست وربگوید میتوان گفتن بتیرش برمدوز
3 هیچکس گوید که طباخ بهشت این خام پخت وربگوید میتوان گفتن که این هیزم مسوز
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ناله ام پرورش آموز نهال اثر است ور به دارت بنمایم که سراپا ثمر است
2 ناله در سینه ی من، یک نفس آرامش نیست در دل خویش اثر کرد، چه کامل اثر است
1 از تو کس زمزمه ی مهر و وفا نشنیده است بلکه گوش تو همین زمزمه ها نشنیده است
2 باورم نیست که همسایه ی حسن است و هنوز چستی و دل بردن آن غمزه حیا نشنیده است
1 مژدگانی که جنون را به سرم کاری هست درد را با دل سودا زده ام کاری هست
2 قفل الماس بیارید که زخم دل ما سر به سر گشته دهن، بر سر گفتاری هست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به